پیاده‌سازی امنیت شبکه یکی از مراحل اساسی حفاظت از اطلاعات، سرویس‌های سازمانی و تداوم فعالیت کسب‌وکار است. حملات سایبری، دسترسی غیرمجاز، بدافزارها، سرقت اطلاعات ورود و خطاهای پیکربندی می‌توانند عملکرد شبکه را مختل کنند و خسارت‌های مالی و عملیاتی به همراه داشته باشند.

برای کاهش این خطرها، خرید تجهیزات امنیتی به‌تنهایی کافی نیست. سازمان باید دارایی‌های خود را بشناسد، ریسک‌ها را اولویت‌بندی کند، کنترل‌های متناسب با نیاز خود را به کار بگیرد و برای شناسایی، مهار و بازیابی پس از رخداد برنامه داشته باشد.

در این مقاله، مراحل پیاده‌سازی امنیت شبکه را از ارزیابی اولیه تا پایش و بهبود مستمر بررسی می‌کنیم. هدف، ارائه یک نقشه راه کاربردی برای مدیران فناوری اطلاعات، متخصصان شبکه و کسب‌وکارهایی است که می‌خواهند امنیت زیرساخت خود را به‌شکل منظم و قابل‌اندازه‌گیری ارتقا دهند.

امنیت شبکه شامل چه بخش‌هایی است؟

امنیت شبکه مجموعه‌ای از کنترل‌های فنی، سیاست‌های مدیریتی و فرایندهای عملیاتی است که برای حفاظت از تجهیزات، ارتباطات، اطلاعات و سرویس‌ها استفاده می‌شوند. این کنترل‌ها باید سه هدف اصلی امنیت اطلاعات را پوشش دهند:

  • محرمانگی: دسترسی به اطلاعات فقط برای افراد و سامانه‌های مجاز امکان‌پذیر باشد.
  • یکپارچگی: اطلاعات و تنظیمات در برابر تغییر غیرمجاز محافظت شوند.
  • دسترس‌پذیری: سرویس‌ها و اطلاعات موردنیاز کاربران مجاز، در زمان مناسب در دسترس باشند.

برای مثال، ممکن است یک سازمان فایروال مناسبی داشته باشد، اما به دلیل نبود نسخه پشتیبان قابل‌بازیابی یا استفاده از حساب‌های مدیریتی مشترک همچنان با ریسک جدی روبه‌رو باشد. امنیت پایدار به هماهنگی میان کنترل‌ها نیاز دارد، نه اتکا به یک محصول یا فناوری مشخص.

مرحله اول: شناخت دارایی‌ها و ارزیابی ریسک‌های شبکه

پیش از طراحی راهکارهای امنیتی باید مشخص شود چه دارایی‌هایی در شبکه وجود دارند، کدام اطلاعات حساس‌اند، چه سرویس‌هایی برای فعالیت سازمان حیاتی هستند و اختلال در هرکدام چه پیامدی خواهد داشت.

فهرست دارایی‌ها بهتر است موارد زیر را پوشش دهد:

  • روترها، سوئیچ‌ها، فایروال‌ها و تجهیزات بی‌سیم.
  • سرورها، ماشین‌های مجازی، رایانه‌های کاربران و دستگاه‌های همراه.
  • سرویس‌های هویتی، نرم‌افزارهای سازمانی و پایگاه‌های داده.
  • ارتباط اینترنتی، ارتباط میان شعب و دسترسی‌های راه دور.
  • سامانه‌های ذخیره‌سازی، نسخه‌های پشتیبان و سرویس‌های ابری.
  • حساب‌های مدیریتی، دسترسی پیمانکاران و ابزارهای مدیریت از راه دور.

پس از تهیه فهرست، تهدیدهای محتمل، ضعف‌های شناخته‌شده، احتمال سوءاستفاده و میزان اثر هر رخداد بررسی می‌شوند. برای نمونه، دسترسی غیرمجاز به سامانه مالی یا اطلاعات مشتریان ممکن است نسبت به اختلال در یک سرویس کم‌اهمیت، اولویت بالاتری داشته باشد.

نتیجه این مرحله باید یک فهرست اولویت‌بندی‌شده از ریسک‌ها و اقدامات اصلاحی باشد؛ نه صرفاً گزارشی طولانی از تجهیزات موجود.

مرحله دوم: طراحی معماری امن و تقسیم‌بندی شبکه

یکی از اصول مهم در طراحی شبکه امن، محدودکردن ارتباط میان بخش‌های مختلف به نیازهای واقعی سازمان است. اگر تمام تجهیزات بدون محدودیت با یکدیگر ارتباط داشته باشند، نفوذ به یک دستگاه ممکن است مسیر دسترسی به سامانه‌های دیگر را نیز فراهم کند.

تقسیم‌بندی شبکه یا Network Segmentation کمک می‌کند بخش‌های مختلف بر اساس نقش و حساسیت از هم جدا شوند. برای نمونه می‌توان بخش‌های زیر را تعریف کرد:

  • شبکه کاربران عادی.
  • شبکه سرورها و سرویس‌های حیاتی.
  • شبکه مدیریت تجهیزات و دسترسی‌های مدیریتی.
  • شبکه مهمانان و دستگاه‌های شخصی، در صورت مجازبودن استفاده از آن‌ها.
  • شبکه دوربین‌ها، تجهیزات تخصصی و دستگاه‌های اینترنت اشیا.
  • محیط‌های آزمایش و توسعه، جدا از سامانه‌های عملیاتی.

ایجاد VLAN به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت نیست. ارتباط میان بخش‌ها باید با قواعد مسیریابی و سیاست‌های فایروال کنترل شود تا فقط ترافیک موردنیاز مجاز باشد.

همچنین سرویس‌های منتشرشده در اینترنت باید به حداقل لازم محدود شوند. تجهیزات مدیریتی، پنل‌های کنترل و رابط‌های حساس نباید بدون ارزیابی ریسک و کنترل دسترسی مناسب در معرض اینترنت قرار بگیرند.

برای شناخت بیشتر اصول طراحی زیرساخت، مقاله طراحی و پیاده‌سازی زیرساخت شبکه را نیز مطالعه کنید.

مرحله سوم: مدیریت کاربران، هویت و دسترسی‌ها

بخش مهمی از رخدادهای امنیتی به سوءاستفاده از حساب‌های کاربری، گذرواژه‌های افشاشده یا مجوزهای بیش از حد نیاز مربوط می‌شود. مدیریت هویت و دسترسی باید از ابتدا در طراحی امنیت شبکه در نظر گرفته شود.

اقدامات پیشنهادی عبارت‌اند از:

  • ایجاد حساب اختصاصی برای کاربران و خودداری از اشتراک‌گذاری حساب‌ها.
  • اعطای حداقل دسترسی لازم برای انجام وظایف شغلی.
  • استفاده از حساب مدیریتی جداگانه برای فعالیت‌های حساس.
  • فعال‌سازی احراز هویت چندمرحله‌ای (MFA) برای حساب‌های حساس و دسترسی از راه دور، در صورت پشتیبانی سامانه.
  • بازبینی دوره‌ای مجوزها و لغو دسترسی‌های غیرضروری.
  • محدودکردن دسترسی پیمانکاران به دامنه و مدت موردنیاز.
  • ثبت و بررسی رویدادهای مهم ورود و فعالیت‌های مدیریتی.

در صورت استفاده از احراز هویت مبتنی بر نقش (RBAC)، نقش‌ها باید با مسئولیت‌های واقعی کارکنان مطابقت داشته باشند. تعریف نقش‌های بسیار گسترده برای سهولت مدیریت می‌تواند هدف اصل حداقل دسترسی را از بین ببرد.

در زمان پایان همکاری یک کارمند یا پیمانکار، لازم است حساب‌ها و دسترسی‌های مربوط با فرایندی مشخص بررسی و در صورت نیاز غیرفعال شوند.

مرحله چهارم: انتخاب و پیکربندی فایروال

فایروال یکی از اجزای اصلی کنترل ترافیک شبکه است. انتخاب آن باید بر اساس اندازه شبکه، تعداد ارتباطات، نوع سرویس‌ها، نیازهای مدیریتی و قابلیت‌های موردنیاز انجام شود.

در زمان طراحی قواعد فایروال، به موارد زیر توجه کنید:

  • اجازه‌دادن به ارتباط‌های ضروری و مسدودکردن ارتباط‌های غیرمجاز.
  • محدودکردن دسترسی مدیریتی به مسیرها و کاربران مشخص.
  • بازبینی قواعد قدیمی، تکراری یا بدون توجیه فنی.
  • ثبت تغییرات مهم و نگهداری نسخه پشتیبان از تنظیمات.
  • بررسی ترافیک ورودی و خروجی متناسب با نیاز سازمان.
  • آزمایش تغییرات مهم پیش از اجرای گسترده، در صورت امکان.

فایروال‌های نسل جدید ممکن است امکاناتی مانند شناسایی برنامه‌ها، کنترل ترافیک بر اساس سیاست و یکپارچگی با قابلیت‌های حفاظتی دیگر ارائه دهند. بااین‌حال، خرید تجهیزات پیشرفته بدون پیکربندی صحیح، بازبینی قواعد و رسیدگی به هشدارها لزوماً امنیت بیشتری ایجاد نمی‌کند.

برای آشنایی با این تجهیزات، مقاله فایروال و سیستم‌های تشخیص نفوذ و مطلب مدیریت تهدید یکپارچه یا UTM را مطالعه کنید.

مرحله پنجم: شناسایی و جلوگیری از نفوذ

سیستم‌های تشخیص نفوذ (IDS) برای شناسایی فعالیت‌های مشکوک به کار می‌روند و سیستم‌های جلوگیری از نفوذ (IPS) می‌توانند در شرایط تعریف‌شده برای مسدودکردن برخی فعالیت‌ها اقدام کنند.

این سامانه‌ها ممکن است به شناسایی الگوهای شناخته‌شده حمله، اسکن‌های غیرعادی، ترافیک مشکوک یا نقض سیاست‌های امنیتی کمک کنند. اثربخشی آن‌ها به به‌روزرسانی قواعد، کیفیت داده‌های ورودی و نحوه بررسی هشدارها وابسته است.

پیش از فعال‌کردن مسدودسازی خودکار، رفتار تجهیزات و سرویس‌های حیاتی باید بررسی شود؛ زیرا تنظیم نادرست ممکن است ترافیک مجاز را مسدود کند. همچنین مشخص باشد چه کسی هشدارها را بررسی می‌کند و موارد مشکوک چگونه ارجاع داده می‌شوند.

هیچ سامانه IDS یا IPS به‌تنهایی تمام حملات را شناسایی نمی‌کند. ترکیب آن با کنترل دسترسی، تقسیم‌بندی شبکه، مدیریت آسیب‌پذیری و پایش مناسب، پوشش دفاعی جامع‌تری فراهم می‌کند.

مرحله ششم: حفاظت از سرورها و تجهیزات کاربران

سرورها، رایانه‌های کاربران و تجهیزات همراه ممکن است از طریق فایل آلوده، نرم‌افزار آسیب‌پذیر، اجرای برنامه غیرمجاز یا دسترسی نامناسب در معرض تهدید قرار گیرند. کنترل‌های حفاظتی باید با نقش و میزان حساسیت هر دستگاه تناسب داشته باشند.

در این زمینه اقدامات زیر اهمیت دارند:

  • نصب و نگهداری ابزار حفاظتی معتبر و به‌روز متناسب با سیستم‌عامل.
  • محدودکردن نصب نرم‌افزارهای غیرمجاز.
  • کاهش دسترسی مدیریتی غیرضروری روی رایانه کاربران.
  • به‌روزرسانی سیستم‌عامل‌ها و برنامه‌های کاربردی.
  • پایش سلامت تجهیزات و شناسایی دستگاه‌های فاقد کنترل‌های ضروری.
  • محدودکردن ارتباط دستگاه‌های مشکوک در چارچوب برنامه پاسخ به رخداد.

در محیط‌های بزرگ‌تر، مدیریت متمرکز تجهیزات و ثبت وضعیت به‌روزرسانی‌ها کمک می‌کند که نقاط ضعف سریع‌تر شناسایی شوند. فهرست دستگاه‌هایی که از مدیریت خارج شده‌اند یا دیگر به‌روزرسانی امنیتی دریافت نمی‌کنند، باید به‌صورت منظم بررسی شود.

مرحله هفتم: مدیریت آسیب‌پذیری و به‌روزرسانی

وجود آسیب‌پذیری در سیستم‌عامل، نرم‌افزار یا تجهیزات شبکه به‌معنای آن نیست که همه موارد باید بدون اولویت و هم‌زمان اصلاح شوند. سازمان باید آسیب‌پذیری‌ها را بر اساس شدت، امکان سوءاستفاده، در معرض اینترنت بودن و اهمیت دارایی اولویت‌بندی کند.

یک فرایند مناسب مدیریت آسیب‌پذیری شامل این مراحل است:

  1. شناسایی دارایی‌ها و نسخه‌های نرم‌افزاری مورد استفاده.
  2. دریافت و بررسی اطلاعیه‌های امنیتی مربوط به فناوری‌های سازمان.
  3. اولویت‌بندی ضعف‌ها بر اساس ریسک و پیامد احتمالی.
  4. آزمایش اصلاحات حساس، در صورت امکان.
  5. تهیه نسخه پشتیبان یا برنامه بازگشت برای تغییرات پرریسک.
  6. ثبت نتیجه اصلاح و پیگیری ضعف‌های باقی‌مانده.

اگر به‌روزرسانی فوری سامانه‌ای امکان‌پذیر نیست، باید ریسک باقی‌مانده مستند شود و در صورت امکان کنترل جبرانی مانند محدودکردن دسترسی یا جداسازی سامانه در نظر گرفته شود. تجهیزات و نرم‌افزارهای خارج از چرخه پشتیبانی سازنده نیز باید برای جایگزینی یا کاهش ریسک بررسی شوند.

مرحله هشتم: پایش شبکه و تحلیل گزارش‌های امنیتی

ثبت رویدادها به سازمان کمک می‌کند فعالیت‌های غیرعادی را شناسایی و رخدادها را بهتر بررسی کند. منابع مهم گزارش می‌توانند شامل فایروال، سرورها، سرویس‌های هویتی، تجهیزات شبکه، سامانه‌های حفاظتی و سرویس‌های ابری باشند.

برای استفاده مؤثر از گزارش‌ها، سازمان باید:

  • مشخص کند کدام منابع باید رویدادهای امنیتی را ثبت کنند.
  • زمان تجهیزات را تا حد امکان هماهنگ نگه دارد.
  • دسترسی به گزارش‌ها را محدود و از تغییر غیرمجاز آن‌ها محافظت کند.
  • مدت نگهداری گزارش‌ها را بر اساس ریسک و الزامات سازمان تعیین کند.
  • برای هشدارهای مهم، مسئول رسیدگی و مسیر ارجاع داشته باشد.
  • گزارش‌های تکراری و کم‌ارزش را مدیریت کند تا هشدارهای مهم نادیده نمانند.

راهکارهای SIEM می‌توانند داده‌های چند منبع را گردآوری و هم‌بسته‌سازی کنند؛ اما بدون تعریف سناریوهای تشخیص، مسئول پایش و فرایند رسیدگی، نصب یک سامانه SIEM به‌تنهایی امنیت مؤثری ایجاد نمی‌کند.

همچنین باید میان پایش عملکرد شبکه و پایش امنیتی تفاوت قائل شد. بررسی ظرفیت لینک‌ها و دسترس‌پذیری تجهیزات برای نگهداری زیرساخت مهم است؛ در مقابل، تحلیل رفتار مشکوک و رخدادهای امنیتی به داده‌ها و قواعد تشخیص متفاوتی نیاز دارد.

برای آشنایی با پایش زیرساخت، مقاله مانیتورینگ شبکه به‌صورت حرفه‌ای را مطالعه کنید.

مرحله نهم: پشتیبان‌گیری و امکان بازیابی را آزمایش کنید

پشتیبان‌گیری یکی از کنترل‌های مهم برای مقابله با حذف ناخواسته اطلاعات، خرابی تجهیزات و برخی حملات سایبری است. بااین‌حال، وجود نسخه پشتیبان به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که اطلاعات در زمان لازم قابل‌بازیابی باشند.

برنامه پشتیبان‌گیری باید مشخص کند:

  • کدام اطلاعات، سرورها، پایگاه‌های داده و تنظیمات تجهیزات باید پشتیبان‌گیری شوند.
  • نسخه‌ها با چه تناوبی تهیه و تا چه مدت نگهداری می‌شوند.
  • کجا نگهداری می‌شوند و چه افرادی به آن‌ها دسترسی دارند.
  • چگونه از حذف یا دست‌کاری نسخه‌ها در رخدادهای امنیتی جلوگیری می‌شود.
  • بازیابی اطلاعات و سرویس‌ها چگونه و در چه دوره‌ای آزمایش خواهد شد.

برای سرویس‌های حیاتی، دو معیار باید مشخص شوند:

  • RPO: میزان قابل‌قبول از دست‌رفتن اطلاعات، بر اساس فاصله زمانی نسخه قابل‌بازیابی.
  • RTO: هدف زمانی برای بازگرداندن سرویس به وضعیت عملیاتی موردنیاز.

این مقادیر باید با توجه به اهمیت سرویس و منابع سازمان تعیین شوند. برنامه‌ای که فقط وجود بکاپ را تأیید می‌کند اما بازیابی را نمی‌آزماید، تصویر کاملی از آمادگی سازمان ارائه نمی‌دهد.

مرحله دهم: برنامه پاسخ به رخدادهای امنیتی تدوین کنید

با وجود کنترل‌های پیشگیرانه، ریسک رخداد امنیتی هرگز کاملاً از بین نمی‌رود. برنامه پاسخ به رخداد مشخص می‌کند چه کسی مسئول رسیدگی است، چه اقداماتی در اولویت قرار دارند و چگونه می‌توان دامنه اثر حادثه را محدود کرد.

برنامه پاسخ به رخداد باید دست‌کم موضوعات زیر را پوشش دهد:

  1. آمادگی: تعیین مسئولیت‌ها، روش‌های ارتباطی و دسترسی‌های اضطراری.
  2. شناسایی و تحلیل: بررسی هشدار و تعیین دامنه احتمالی رخداد.
  3. مهار: محدودکردن گسترش حادثه با توجه به نوع تهدید و اهمیت سرویس‌ها.
  4. رفع عامل تهدید: اصلاح ضعف یا حذف عامل نفوذ مطابق روش‌های امن و مستند.
  5. بازیابی: بازگرداندن سرویس‌ها از مسیرهای بررسی‌شده و کنترل وضعیت آن‌ها پس از بازگشت.
  6. بازنگری: ثبت آموخته‌ها و پیگیری اقدامات اصلاحی برای کاهش احتمال تکرار.

در زمان رخداد، کارکنان باید بدانند موضوع را به چه کسی گزارش کنند. تصمیم درباره جداسازی دستگاه، حفظ شواهد، توقف سرویس یا بازیابی باید متناسب با شرایط و برنامه مصوب انجام شود؛ اقدام شتاب‌زده ممکن است در برخی موارد شواهد مهم را از بین ببرد یا اختلال را گسترش دهد.

راهنمای NIST SP 800-61 Rev. 3 درباره پاسخ به رخدادهای امنیتی منبع مناسبی برای مطالعه عمیق‌تر این موضوع است.

مرحله یازدهم: فرهنگ امنیتی و نقش کارکنان

بخش مهمی از امنیت شبکه به رفتار کاربران و کیفیت فرایندهای سازمان وابسته است. پیام‌های فیشینگ، ارسال اشتباه فایل، اشتراک‌گذاری گذرواژه یا گزارش‌نکردن رفتار مشکوک می‌توانند اثر کنترل‌های فنی را کاهش دهند.

برنامه امنیتی باید شامل آموزش مستمر، سیاست‌های قابل‌فهم و روش گزارش‌دهی مشخص باشد. کارکنان باید بدانند چگونه یک رخداد را گزارش کنند و چرا اطلاع‌رسانی سریع اهمیت دارد.

مدیران نیز باید خودشان اصول امنیتی را رعایت کنند، مسئولیت‌ها را روشن سازند و شرایطی فراهم کنند که خطاهای ناخواسته به‌موقع گزارش شوند. هدف آموزش، کاهش ریسک و اصلاح فرایندهاست؛ نه صرفاً الزام کارکنان به گذراندن یک دوره.

برای مطالعه بیشتر، مقاله چگونه فرهنگ امنیتی در سازمان ایجاد کنیم؟ را ببینید.

نقشه راه اجرایی برای پیاده‌سازی امنیت شبکه

برای جلوگیری از پراکندگی فعالیت‌ها، اقدامات امنیتی را می‌توان در چند مرحله برنامه‌ریزی کرد. زمان‌بندی زیر نمونه‌ای برای شروع است و باید با اندازه، حساسیت و وضعیت واقعی شبکه تطبیق داده شود.

مرحله فعالیت‌های اصلی خروجی مورد انتظار
مرحله اول شناسایی دارایی‌ها، سرویس‌های حیاتی و ریسک‌های اصلی فهرست دارایی‌ها و برنامه اولویت‌بندی ریسک
مرحله دوم اصلاح دسترسی‌ها، بررسی سرویس‌های در معرض اینترنت و بازبینی فایروال کاهش دسترسی‌های غیرضروری و ثبت تغییرات
مرحله سوم مدیریت آسیب‌پذیری، تقویت پایش و بررسی نسخه‌های پشتیبان فهرست ضعف‌های اصلاح‌شده و گزارش آزمون بازیابی
مرحله چهارم تمرین پاسخ به رخداد و ارزیابی مجدد کنترل‌ها برنامه اصلاحی و مسئول مشخص برای اقدامات باقی‌مانده

پیاده‌سازی امنیت یک پروژه یک‌باره نیست. پس از اجرای اقدامات اولیه نیز باید وضعیت کنترل‌ها، تغییرات شبکه، هشدارها و ریسک‌های جدید به‌صورت مستمر بازبینی شوند.

چک‌لیست نهایی برای ارزیابی امنیت شبکه

  • فهرست تجهیزات، سرویس‌ها و اطلاعات حساس به‌روز است.
  • سرویس‌های حیاتی و اولویت‌های بازیابی مشخص شده‌اند.
  • ارتباط میان بخش‌های شبکه بر اساس نیاز کنترل می‌شود.
  • دسترسی‌های مدیریتی و راه دور محدود و قابل‌ردیابی هستند.
  • قواعد فایروال و سرویس‌های منتشرشده در اینترنت بازبینی شده‌اند.
  • فرایند مشخصی برای مدیریت آسیب‌پذیری‌ها و به‌روزرسانی وجود دارد.
  • رویدادهای مهم ثبت می‌شوند و مسئول پایش آن‌ها مشخص است.
  • نسخه‌های پشتیبان محافظت می‌شوند و بازیابی آن‌ها آزمایش شده است.
  • برنامه پاسخ به رخداد تدوین و مسئولیت‌ها مشخص شده‌اند.
  • کارکنان روش گزارش رخداد و رفتارهای امن را می‌دانند.

این چک‌لیست برای ارزیابی اولیه مناسب است، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت شبکه نیست. هر مورد باید بر اساس شواهد، مستندات و در صورت لزوم ارزیابی فنی تأیید شود.

چارچوب‌های معتبر برای مدیریت امنیت سایبری

سازمان‌هایی که به دنبال ساختارمندکردن برنامه امنیتی خود هستند، می‌توانند از چارچوب‌های شناخته‌شده به‌عنوان مرجع استفاده کنند. انتخاب چارچوب باید بر اساس نیاز، ریسک، منابع و الزامات سازمان انجام شود.

چارچوب امنیت سایبری NIST CSF 2.0 شش کارکرد اصلی را برای سازمان‌دهی فعالیت‌های امنیتی در نظر می‌گیرد: راهبری، شناسایی، حفاظت، تشخیص، پاسخ و بازیابی. این ساختار کمک می‌کند برنامه امنیتی فقط به ابزارهای دفاعی محدود نشود و مدیریت ریسک و مسئولیت‌پذیری نیز در آن دیده شود.

همچنین اهداف عملکرد امنیت سایبری CISA می‌توانند برای انتخاب برخی اقدامات اولویت‌دار و قابل‌اندازه‌گیری، به‌ویژه در سازمان‌هایی که در آغاز مسیر بهبود امنیت هستند، مفید باشند.

جمع‌بندی: امنیت شبکه فرایندی مستمر است

پیاده‌سازی امنیت شبکه با شناخت دارایی‌ها و ریسک‌ها آغاز می‌شود و با معماری مناسب، کنترل دسترسی، پیکربندی فایروال، مدیریت آسیب‌پذیری، پایش، آموزش و آمادگی برای پاسخ و بازیابی ادامه پیدا می‌کند.

هیچ ابزار یا اقدام منفردی نمی‌تواند تمام تهدیدها را از بین ببرد. رویکرد مؤثر آن است که کنترل‌ها متناسب با اهمیت دارایی‌ها انتخاب شوند، مسئول هر فعالیت مشخص باشد و نتیجه اقدامات به‌طور منظم سنجیده شود.

با آغاز از ریسک‌های مهم و اجرای مرحله‌ای اصلاحات، سازمان می‌تواند منابع خود را هدفمندتر مصرف کند و برای نگهداری و توسعه امن زیرساخت برنامه‌ای پایدار داشته باشد.

دریافت مشاوره از واریان شبکه گستر

برای بررسی وضعیت زیرساخت شبکه سازمان و شناخت راهکارهای مناسب در حوزه امنیت، نگهداری و پشتیبانی، با واریان شبکه گستر در ارتباط باشید: